دوشنبه ۸ مهر ۱۳۸۱ ه‍.ش.

كاريكلماتور

ــ در اكثر جوامع ، بعضي ها رديف ند و بعضي را رديف مي كنند .
ــ تنهايي واسه فكر كردنه ، نه واسه زندگي كردن ...
ــ آنها كه سر ندارند از كله شدن باكي ندارند .
ــ عشق ،‌فنا شدن نيست ، فدا شدن است .
ــ ديروز رفته كه فردا بيايد ، حالا كجاست ؟
حميد شاد
نشريه طنزوكاريكاتور
فاصله هنر جديد را با هنرمندان پر مي کنيم
روزنامه جام جم

تعداد شرکت کنندگان در نمايشگاه هنر جديد امسال ، دليل استقبال هنرمند امروز ايران از اين رشته هنري است .غلامرضا نامي ، دبير اجراي دومين نمايشگاه هنر جديد با بيان اين مطلب به خبرنگار ما گفت : از ميان 588شرکت کننده در اين نمايشگاه ، 60اثر به نمايش گذاشته شده استکه اين خود دليل خوبي براي پرداختن به اين رشته هنري در کشورمان است . او افزود: گرچه هنر جديد در قالبهاي متفاوت ، امروز در دنيا حرف اول را مي زند، اما در ايران هنوز به طور کامل به اين هنر پرداخته نشده است و موزه هنرهاي معاصر با برگزاري اين نمايشگاه ، سعي مي کند اين فاصله را کم کند. او در ادامه با اشاره به تلفيق هنر ايراني و هنر جديد در آثار ارائه شده در اين نمايشگاه ، از حضور هنرمندان سرشناس ايراني خارج از کشور همچون شيرين نشاط در اين نمايشگاه خبر داد و افزود: در طول برگزاري اين نمايشگاه ، همايش 5روزه اي با عنوان بررسي هنر جديد در محل موزه هنرهاي معاصر تهران با هدف شناساندن اين هنر در بين مردم برگزار مي شود. همچنين احمد نادعليان ، عضو هيات انتخاب اين نمايشگاه ، انتخاب آثار شرکت کننده در اين نمايشگاه را مشکل دانست و درباره معيار انتخاب آثار شرکت کننده در اين نمايشگاه افزود: تجربه شرکت در نمايشگاه هاي هنر جديد، بديع بودن فکر و اجراي اثر و اثرگذاري بر روي مخاطب ، از مهمترين معيارهاي انتخاب آثار در اين نمايشگاه بود. گفتني است ، دومين نمايشگاه هنر جديد فردا عصر با حضور مسوولان فرهنگي و هنري کشور و جمعي از هنرمندان و سفراي خارجي در محل موزه هنرهاي معاصر گشايش مي يابد.

یکشنبه ۷ مهر ۱۳۸۱ ه‍.ش.

طنز و كاريكاتور روزانه

ــ يك مقام وزارت نفت: در قراردادهاي نفتي، هيچ تخلفي صورت نگرفته است. ( مقاله هاي بي متن - روزنامه كيهان )
ــ نامه به رئيس جمهور ( سيد ابراهيم نبوي - روزنامه جام جم )
ــ من روشن دلي هستم ... ( گزنه - روزنامه اعتماد )
ــ پله استصوابي ( هادي حيدري - سايت خبري گويا )
کاريکاتور به کمک محيط زيست مي آيد

نخستين جشنواره کاريکاتور زيست محيط کوهستان ، بهمن ماه در شهرستان لواسانات گشايش مي يابد. حسن بنفشه ، دبير اين جشنواره با بيان اين مطلب به خبرنگار ما گفت : اين جشنواره با هدف آشنايي و شناخت بيشتر مردم با محيط زيست کوهستان براي نخستين بار در ايران برگزار شده است و موضوعاتي از قبيل رعايت مسائل زيست محيطي و بهداشتي ، حفظ طبيعترعايت الگوي شهر سالم در ساخت و سازها و... در اين جشنواره به مسابقه گذاشته مي شود. گفتني است ، علاقه مندان براي شرکت در اين جشنواره مي توانند حداکثر 5اثر خود را تا 15آذرماه به نشاني دبيرخانه اين جشنواره واقع در ماهنامه کيهان کاريکاتور ارسال کنند.

شنبه ۶ مهر ۱۳۸۱ ه‍.ش.

كاريكاتور روزانه

ــ وكيل متهم به فساد مالي: موكل من در اتاقي با تجهيزات اوليه نگهداري مي شود.( مقاله هاي بي متن ـ روزنامه كيهان)
ــ نردبان ترقي ( توكا نيستاني ـ گزنه روزنامه اعتماد )
ــ حضور سينماي ايران در عرصه جديد بين المللي ( بهزاد خورشيدي ـ درياي نور )

كاريكلماتور

ــ بعضي ها ، يراي اينكه آفتابي نشوند ، خودشان را گم مي كنند و بعضي خودشان را گم مي كنند كه آفتابي نشوند .
ــ عينك تان ايرادي ندارد ، سعي كنيد نگاه تان را عوض كنيد .
ــ ممكن است همه چيز رو به پايان باشد ولي آدمي هيچ پاياني را تمي شناسد .
ــ اكثرا” براي اينكه شخصيتشان نمره بياورد تقلب مي كنند ، شما چطور ؟
ــ احمق كسي است براي براي رد گم كردن روي برف راه برود .
حميد شاد
نشريه طنزوكاريكاتور
گفتگو با يازده و نصفي كاريكاتوريست به انتخاب توكا نيستاني
گفتگوي سوم ؛ جواد عليزاده

اولين بار در اواسط دهه پنجاه با نام و كار جواد عليزاده آشنا شدم با طرحي كه با تكنيك قلم هاشور از ‹‹ بروس لي ›› كشيده بود و مدتي در ذهن و قلم من را به خود مشغول كرد و اسم او را در ذهنم حك نمود كمي بعد طرح هاي مفرح او را به مناسبت آغاز فصل شنا و تعطيلات تابستان با لذت وافر دنبال مي كردم.
شايد در ايران تنها دو كاريكاتوريست صاحب نام باشد كه بتوانند هم زمان كارهاي خنده دار و به اصطلاح رايج اين روزها ژورناليستي و هم كارهاي روشنفكرانه و خواص پسند بسازند ( كامبيز درمبخش ـ جوادعليزاده ) و حالا هم خوشحال هستم كه امروز را در كنار يكي از اين دو كاريكاتوريست به گفتگو درباره كاريكاتور مي گذارنم . ادامه .... pdf
در نظر سنجي ما بي خبران حيرانند ...
طرحي مصور از نيك آهنگ كوثر

نظر سنجي ، يكي از بي خود ترين كارهاي دنيا است . اصولا در بسياري از كشورها ، پيش از انجام كارهاي بزرگ نظرسنجي مي كنند تا بفهمند سرانجامش مثبت است يا نه .
در برخي از كشورها نيز ابتدا كاري را انجام مي دهند و بعد از آنكه گند كار در آمد ، نظر سنجي مي كنند تا از نظر مثبت رعايا آگاه شوند .
نحوه تنظيم سوالها در نظر سنجي ها بسيار كار جذابي است ! و بر اساس نتيجه اي كه منتظر آن هستيم يا مي خواهيم به آن برسيم نوشته مي شود ! ادامه .....

چهارشنبه ۳ مهر ۱۳۸۱ ه‍.ش.

طنز و كاريكاتور روزانه

ــ بيماري هاري در کشور ( سيد ابراهيم نبوي ـ روزنامه ايران )
ــ وزير نفت: بايد اعتراف كنيم زماني كه نفت يك ميدان تمام شد و توليد به صفر رسيد بهترين شناخت و مدل بهره برداري از آن را بدست مي آوريم . ( مقاله هاي بي متن ـ روزنامه كيهان )
ــ دو با مانع استصواب ( هادي حيدري ـ گويا )
ــ قدمي بايد برداشت ( گزنه ـ روزنامه اعتماد )
اردشير رستمي روزنامه نگار طرح و رنگ و رويا
حسن زرهي(بخش چهارم)

اردشير رستمي از برخوردهاي روزانه و بي رحمانه ي آدمي با هستي و مارمولك سينه ي ديوار چنين ياد ميكند:
" ما با هستي برخورد بي رحمانه اي داريم، همانگونه كه به خودمان نيز رحم نميكنيم. به خانه وارد ميشويم، مارمولكي بي آزار در گوشه اتاق بر سينه ديوار استراحت ميكند. اگر مهرباني كنيم، دمش را ميگيريم و محترمانه از پنجره به بيرون پرتاب ميكنيم! هيچگاه نمي انديشيم كه پيش از آن كه ما در آن جا خانه بسازيم، او آنجا زندگي ميكرد و آشياني داشت.
در جاده رانندگي ميكنيم سگي وارد جاده ميشود. او را له ميكنيم و آسوده به راه خود ادامه ميدهيم! بعد در آرامش بخشيدن وجدان خود به اين راضي ميشويم كه اگر وارد جاده نشده بود، نميمرد. هرگز نمي انديشيم كه اين ما هستيم كه جاده را به محل زندگی او برده ايم. همه اين ها پرسش هايي است كه صبح تا شب و شب تا صبح ذهنم را درگير ميكند. از اين رو محور اصلي كارهايم را انسان تشكيل ميدهد. هنگامي كه حركتي خنده آور از اين انسان سر ميزند آن من هستم، تو هستي، ما هستيم و با به تصوير كشيدن آن ميخواهم آونگي را به صدا دربياورم تا به هوش باشيم. و اگر عشقي نيز در آن هست، مهري هست، لطفي و صلحي هست، آن را نيز ترسيم ميكنم تا خودمان را تشويق كنم."
در همان گفت وگو با ژيلا بني يعقوب در كتاب "روزنامه نگاران" كه هر هفته در شهروند سه شنبه ها چاپ ميشود، اردشير رستمي پس از همكاري با روزنامه جامعه از عمق و مهري كه در طرحهايش جان ميگيرد، ميگويد:
"بعدها طرح هايم عميق تر شد، عميق تر و مهربانانه تر ... همزمان با تعداد زيادي روزنامه و مجله همكاري ميكردم. چون ما نيازمند حرف زدن بوديم و مردم نيازمند شنيدن ... ما سال ها بود حرف نزده بوديم و آنها سال ها بود نشنيده بودند. ما تنها كساني بوديم كه ميتوانستيم حرف بزنيم. چون خيلي سخت جان بوديم، چون چيزي براي خود نمي خواستيم. به نظر من بيشتر كساني كه در آن روزنامه ها كار ميكردند، چيزي براي خود نميخواستند و به چيزي هم نرسيدند جز زندان، تهديد و بيكاري و ..."
خواندن همه ي حرفهاي دلنشين اردشير رستمي را وامينهم براي چاپ آن بخش از كتاب خانم بني يعقوب در شهروند. اما حيفم آمد از اين روزنامه نگار هنرمند و اين انسان شريف و آثار ارزشمند او يادي نكنم. دوست ديرين ناشناسم، نديده ام، اردشير رستمي، خسته نباشي!

‎پانزده كاريكاتوريست ،‌پنج بند
حسن كريم زاده(بخش دوم)

1 ـ هانس گئورگ راوخ Hans Georg Rauch متولد 1939 شهر برلن كشور آلمان . از مدرسه هنرهاي زيباي هامبورگ فارغ التحصيل شد .
2 ـ انگيزه اصلي او براي طراحي كاريكاتور ،‌بيان تصويري موضوعاتي بود كه از گفتن شان قاصر بود و يا اينكه به هيچ روش ديگري نمي شد آنها را به نمايش گذاشت و ارائه داد . راوخ براي كارهاي خود امضايي در نظر نگرفت و معتقد بود كه اين خود اثر است كه بايد نقش شناسنامه را براي خالق خود ايفا كند .
3 ـ شايد برايمان عجيب به نظر برسد كه اغلب سوژه هاي ناب و بي نظير كاريكاتور هاي راوخ ، زائيده خطوط لابرنتيك او بوده كه بدون هدف خاصي بركاغذ مي نشانده ! اين روش با او آنچنان عجين شده بود كه به راحتي و در اسرع وقت به نتيجه دلخواه مي رسيد .
قدرت دست و قلم هانس به او اجازه مي داد ،‌هر ايده اي كه به ذهن اش خطور مي كرد بي درنگ به تصوير بكشد ،‌حال اين سوژه ممكن بود به صدها كاراكتر سرگردان ـ و به قولي سياهي لشكر ـ احتياج داشته باشد ، يا به ميليون ها اتومبيل كه زواياي مختلف روي هم انباشته شده اند .
راوخ ،‌ چشم اندازهايي كه همه مان به طور مشترك ديده ايم و مي بينيم ،‌مي ديد ؛‌ يك روستايي در حال هرس كردن ،‌آسمانخراش ها ، ترافيك ،‌تجمعات ، شيطنت بچه هاي خيابان ، تشييع جنازه ، ميهماني هاي مجلل و بسياري ديگر .
اما او علاقه داشت كه بيشتر از بقيه روي مناظر زوم كند تا جايي كه رگ و پي آنها مشهود باشد ! چون اينكار ابهت كاذب اشخاص ،‌ابزار ،‌اجرام و اجسام را در پيش او فرو مي ريخت و به او اجازه مي داد تا با تيغ جراحي خود به جانشان افتاده و آنها را به تاختگاه انديشه هاي نقادانه خود مبدل سازد .
4 ـ راوخ براي اثبات وقايعي كه در كارهايش به ناگاه رخ مي دهد ، به هيچ دليلي جز توانايي و شناخت خط ، سطح و بافت نياز نداشت . برشي كه او از نقوش تزئيني طاق بناهاي سنتي مي زند ،‌به راحتي آن را ـ بعنوان يك كيك خوش طعم ـ آماده بلعيدن توسط تابعان مدرنيسم مي كند .
نيزه اي كه او به طرف ارتش سده هاي پيش پرتاب مي كند ، به ما مي باوارند كه قدرت ،‌شكننده و فاني است .
ارقامي كه او در پايين آسمانخراش هاي سر به فلك كشيده ـ با خطوط عمودي حاكم بر افق ـ به صورت باركد مي نگارد ،‌تزلزل آني شان را متذكر مي شود .
نمي دانم او را خياط زبردست يا جراح كاردان بنامم ، اما هر چه هست جزو معدود طراحاني است كه شناخت همه جانبه از مباني تصويري دارند .
5 ـ از امروز او اطلاعي در دست ندارم ! اما روزنامه هاي منتشر شده اروپايي در دهه هاي اخير ،‌گواه پويايي عشق و اشتياق روز افزون او به اين هنر هستند .
آثار راوخ ـ اگر نتوان گفت همطراز با تابلو هاي نقاشان شهير جهان ،‌كه به نسبت آنها ـ جزو گرانترين كاريكاتورهاي جهان هستند كه به فروش مي رسند .

سه‌شنبه ۲ مهر ۱۳۸۱ ه‍.ش.

طنز و كاريكاتور روزانه

ــ نطرسنجي براي برقراري رابطه - سيد ابراهيم نبوي
ــ بازي ، بازي و بازيچه ( گزنه روزنامه اعتماد )
ــ آمريكا ، جنگ و عراق ( دريچه )
ــ يازده سپتامبر ، ساعت 9.11 - هادي فراهاني
ــ حضور فعال در جشنواره ها - بهزاد خورشيدي

اردشير رستمي روزنامه نگار طرح و رنگ و رويا
حسن زرهي(بخش سوم)

از كار كودكي و خيابان خوابي در تهران چنين ياد ميكند:
"سيزده سالم بود كه به تهران آمدم. روزها كار ميكردم و براي خانواده ام پول ميفرستادم و چون جايي را نداشتم شب ها در خيابانها ميخوابيدم. البته به جز يك شب در هفته كه به خانه دايي ام در نارمك ميرفتم و آنجا ميخوابيدم."
اردشير رستمي از اخراجش از كيهان و از رفتنش به روزنامه جامعه ميگويد:
"بعد از دوم خرداد 76 از كيهان اخراج شدم. فكر ميكنم به خاطر همكاري ام با ايران فردا، پيام هاجر و آن بيانيه ها بود... ]بيانيه هاي حمايت از خاتمي[ و از همه مهمتر به خاطر اينكه ميخواستم در طرحهايم به همه انتقاد كنم نه فقط به بعضي ها ... روزنامه ي جامعه، قبل از هر چيز در پي عواطف بشري بود. جامعه در صفحه اول نخستين شماره اش ، عكس يك دختر زيبا را چاپ كرد، دختر دريا. اين يك اتفاق مهم در روزنامه نگاري ايران بود. جامعه جهان بيني ام را تغيير داد و طرح هاي تند و آتشين مرا به طرح هاي لطيف و عاشقانه تبديل كرد ..."
اردشير رستمي از خواندن شعر خسته نميشود. از ناظم حكمت و ريتسوس و ديگران مدام شعر ميخواند. اين شعر ريتسوس را در همان گفت وگويش با خانم ژيلا بني يعقوب كه فرازهايي از آن را در همين يادداشت نقل كردم ميخواند:
به من ميگويند شعر بگو،
من ميگويم انجير،
طغار ،
نان
و آنان به من خواهند خنديد و خواهند گفت:
اگر شعر گفتن به اين سادگي است ما ميتوانيم روزانه صدها شعر بسازيم
و اين همان چيزي است كه ما ميخواهيم ...
آواز ميخوانيم تا جهان را به هم نزديك كنيم ...
از اين واژه هاي ساده
از اين كردارهاي ساده
قامت زندگي بلندتر ميشود ...

دوشنبه ۱ مهر ۱۳۸۱ ه‍.ش.

برندگان ايراني در مسابقه بين المللي مطبوعات ( اوكراين )

به گزارش روابط عمومي خانه كاريكاتور ايران در دومين مسابقه بين المللي با موضوع مطبوعات و انتخابات كه در كشور اوكراين برگزار شده در اين مسابقه از 23 كشور جهان 1900 اثر از 800 كاريكاتوريست شركت كردند .
بهرام عظيمي هنرمند كاريكاتوريست ايراني از ميان اين تعداد كاريكاتوريست موفق به كسب جايزه سوم شد و حميد رضا مسيبي ديگر كاريكاتوريست جوان ايراني نيز جايزه ويژه اين مسابقه را به خود اختصاص داد.
اين هجدهمين جايزه بين المللي عظيمي در 8 سال گذشته و هفتمين چايزه بين المللي وي در طي يك سال گذشته است . لازم به ذكر است بهرام عظيمي از اساتيد خانه كاريكاتور مي باشد .
در اين مسابقه همچنين اسكاجنيك ديميترو Skajenik Dmitro از اوكراين و دوشان لودويك Dushan Ludwig از يوگوسلاوي به ترتيب جوايز اول و دوم را از آن خود كردند .
كاريكلماتور

ــ از وقتي شنيدم زندگي چشم به هم زدني است ديگه پلك نمي زنم .
ــ در جوامعي كه فرداي ما ديروز آنهاست ، وضع به همين منوال است . البته با يك روز تفاوت .
ــ درست است كه آدمي تا بالاي دار هم مي رود ، ولي در زندگي هيچ چيز پايدار نيست .
ــ صدايش را مي توان خواباند ، سعي كنيد تقش در نيايد .
ــ براي پايان دادن ، به آغاز نيازي نيست .
حميد شاد
نشريه طنزوكاريكاتور
كاريكاتوريست ايراني برنده فستيوال نصرالدين هوجا(تركيه)

به گزارش روابط عمومي خانه كاريكاتور در بيست و دومين مسابقه بين المللي نصرالدين هوجا كه همه ساله در شهر آنكارا ، كشور تركيه برگزار مي شود ، هنرمند كاريكاتوريست جوان ايراني فخرالدين دوست محمد از كرمان موفق به دريافت جايزه ويژه از طرف انجمن كاريكاتوريستهاي تركيه گرديد .
همچنين در اين مسابقه جوليان پناپاي از روماني ، اوميت موفيت دينكاي از تركيه و آريف سوتريستانتو از اندونزي به ترتيب مقام هاي اول تا سوم را از آن خود نمودند .
كاريكاتور روزانه

دولت 2ميليارد دلار استقراض مي كند ( مقاله هاي بي متن )

حسين خسروجردي از نوعي ديگر

حسين خسروجردي ، متولد 1336 تهران. داراي مدرك ديپلم هنرستان هنرهاي زيباي پسران تهران 1355.
فارغ‌التحصيل دانشكده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران 1364. فعاليت در زمينه‌هاي نقاشي، مجسمه‌سازي، گرافيك، كاريكاتور و طراحي صحنه
ــ نمايشگاه گروهي:
1- كپنهاگ، دانمارك 1359 ، 2- دمشق، سوريه 1363 ، 3- پاريس، فرانسه 1364 ، 4- مسكو، روسيه 1364 ، 5- اسلام‌آباد، پاكستان 1365 ، 6- تيرينال بين‌الملل، هند ، 7- پاريس، فرانسه ، 8- باكو، آذربايجان ، 9- تيرينال بين‌الملل، هند ، 10- كيف، اوكراين ، 11- كويت 1379 ، 12- نيويورك،‌ آمريكا 1379 ، 13- شارجه 1380 ، 14- پكن، چين 1380 ، 15- شانگهاي، چين 1380
ــ نمايشگاه انفرادي:
1- نگارخانه سوره، تهران 1364
2- نگارخانه تهران 1367
ــ داوري:
1- جشنواره بين‌المللي فيلم فجر،( بخش عكس، پوستر و آنونس )
2- جشنواره بين‌المللي فيلم كودك و نوجوان اصفهان (بخش سينماي ايران)
3- بينال گرافيك ايران 1371
4- بينال كاريكاتور ايران 1372
5- بينال نقاشي ايران 1373
6- بينال كاريكاتور ايران 1374
7- بينال كاريكاتور ايران 1376
8- جشنواره سراسري هنرهاي تجسمي جوانان كشور 1377، 1378، 1379
ــ جوايز:
1- برگزيده اولين بينال –نقاشان ايران 1370
2- برگزيده جشنواره فيلم فجر، پوستر دستفروش 1366
3- برگزيده دومين المپياد ورزشي- فرهنگي دانشجويان كشور
4- برگزيده سومين بينال نقاشان ايران 1376
5- ديپلم افتخار نمايشگاه بين‌المللي صلح جهاني مسكو 1370
6- ديپلم افتخار تيرينال بين‌المللي هند، 1380
7- جايزه بزرگ بينال بين‌المللي شارجه، امارات متحده عربي 1380
براي ديدن آثارش اينجا را كليك كنيد .
اردشير رستمي روزنامه نگار طرح و رنگ و رويا
حسن زرهي(بخش دوم)

خودش از پدر كارگر معتادش ميگويد:
"پدرم معتاد بود و مادرم فكر ميكرد اگر در روستا زندگي كنيم، ترك ميكند. ما به روستا رفتيم، پدرم هم ترك كرد اما دوباره شروع كرد، خيلي زود همه چيز را فراموش كرده بود."
از دوستانش، و از كتابهايي كه به او ميدادند، اينگونه ياد ميكند اردشير:
"روزي كه رفتم كتاب حسن و محبوبه را به صاحبش بازگردانم، مادرش تا در را به رويم باز كرد، زد زير گريه. ميخواستم به گورستان بروم و برايش فاتحه بخوانم، مادرش نشاني قبر پسرش را نميدانست."
"روزي ديگر براي بازگرداندن ماهي سياه كوچولو رفته بودم كه خواهرش گفت: "ديگر نمي آيد. هيچ وقت. بعد از اين هم سراغش را از هيچ كس نگير." خواستم كتاب را به او بدهم اما نگرفت. نفهميدم چرا! چند روز بعد كه داستان راستان را به در خانه صاحبش بردم، پدرش گفت:"مگر خبر نداري؟ چند روز پيش در جبهه شهيد شد... همه دوستانم را از دست داده بودم، همه شان را ... اين اتفاقات ابتدا تناقض شديدي در من ايجاد كرد و بعدها رازهاي دنيا را بر من آشكار كرد. رازهايي كه با تمام تناقضاتش حقيقت زندگي بود و هيچ كدام بدون ديگري معنايي نداشت ..."
"اتفاقاتي كه در دوران كودكي در اطراف خود ميديدم، تبديل به تصاوير ماندگاري در ذهن من ميشد. تصاويري كه بعدها تبديل به كاريكاتور شد. همان تصاوير مرا كاريكاتوريست كرد."
اردشير از فقر و از زحمت رسيدن به نان و بيكاري و معتادي پدر چنين ياد ميكند:
"تنها غذاي ما نان بود، اما براي به دست آوردن همين نان هم پولي نداشتيم و بايد كار ميكرديم. مادرم تكه پارچه هايي را كه خياطي ها دور ميريختند جمع ميكرد و براي ما مي آورد تا آنها را رشته كنيم. پارچه هاي رشته شده را به مغازه هاي مكانيكي ميفروختيم تا مكانيك ها دستشان را با آن پاك كنند. براي هر كيلو از رشته ها 5 ريال ميگرفتيم. نتيجه ي دو ـ سه روز كار چهار گوني "رشته" بود كه پنج يا شش تومان از ما ميخريدند. وقتي پارچه ها را رشته ميكرديم پرزش در گلومان ميرفت و اذيتمان ميكرد. وقتي تشنه ميشديم نبايد آب ميخورديم، چون آب باعث ميشد پرزها بيشتر به گلو بچسبد و بيشتر اذيت شويم. وقتي ميخواستيم كار را شروع كنيم، مادر به هركدام از ما يك شكلات ميداد تا در دهان بگذاريم و بمكيم. شكلات را كه ميمكيديم، پرزهاي پارچه كمتر گلو را ميسوزاند. اما حيف! حيف كه شكلات خيلي زود تمام ميشد و با تمام شدنش سوزش گلوي ما بيشتر ميشد. ما پنج بچه بوديم و مادر نميتوانست روزانه بيشتر از يك شكلات به ما بدهد. يعني پول نداشت كه بيشتر از اين شكلات بخرد. من يك بار شكلاتم را براي شش ـ هفت ساعت در دهان نگه داشتم. در پايان روز وقتي شكلات در دهانم را به خواهرم نشان دادم، گفت كه مادر به تو شكلات هاي زيادي داده بود؟ گفتم نه، گفت پس حتما شكلات را همين الان در دهانت گذاشته اي، گفتم نه و بعد راه حل را به او هم ياد دادم: شكلات را با كاغذش در دهان بگذار. مدتي با كاغذش بازي كن، بعد يك گوشه از آن را سوراخ كن، از همان گوشه شكلات را كم كم بخور. اين جوري خيلي طول ميكشد تا شكلاتت تمام شود و پرزها كمتر اذيتت ميكند."

یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸۱ ه‍.ش.

كاريكلماتور

ــ آدم ها عشق را قطره قطره به دست مي آورند و دريا دريا به هدر مي دهند .
ــ زندگي يك معادله چند مجهولي است كه تنها جواب معين آن مرگ است .
ــ محبت تنها چيزي است كه در مصرف آن نبايد صرفه جويي شود .
ــ كله گنده ترين آدمهاي روي زمين ، بچه ها هستند .
ــ مرگ لغتي است كه در فرهنگ اشك معني مي شود .
ــ وقتي آب دريا خشكيد ، اشكهايم را با او قسمت كردم .
ــ تنها كشيدني كه اعتياد نمي آورد ، نفس است .
سحر اشراقي
مسابقه بين المللي كاريكاتور تايوان

شركت براي همه هنرمندان 18 سال به بالا آزاد است .
هدف ؛ توسعه هنر كاريكاتور و تبادل فرهنگي ميان مردم
برگزار كننده ؛ اتحاديه كاريكاتوريستهاي چين
ـ موضوع :
الف - صلح جهاني ( مهار تروريسم )
ب ـ آزاد
ـ حداكثر تعداد : 3 اثر
ـ ابعاد آثار : حداكثر
ـ زمان برگزاري نمايشگاه : سوم تا يازده نوامبر 2002
ـ آخرين مهلت آثار : هفتم اكتبر ( 15 مهر ) 2002
ـ جوايز :
جايزه اول : 3000 دلار آمريكا
جايزه دوم : 2000 دلار آمريكا
جايزه سوم : 1000 دلار آمريكا
جايزه چهارم : 800 دلار آمريكا
جايزه پنجم : 500 دلار آمريكا
آثار ارسالي بايد اصل و بدون قاب بوده ، قبلا” چاپ نشده باشند . هنرمندان در ارسال آثار رنگي و يا سياه و سفيد آزادند .
فرم شركت در مسابقه شامل اسم ،‌كشور ، نشاني ، تاريخ تولد ، شغل و تلفن بايد به همراه يك قطعه عكس ارسال شود . برگزار كنندگان مسابقه حق نمايش ،‌چاپ و انتشار آثار ارسالي را براي خود محفوظ مي دارند .
ــ نشاني :
The Chinese Cartoonists Lenion 4F,No7,Alley22 Kang Le Street nel Hu District Taipei 114, Taiwan Republic of china
سيميا منتشر شد

«سيميا» عنوان نشريه تخصصي انيميشن است كه توسط معاونت فرهنگي دانشگاه هنر منتشر مي شود .
در دومين شماره اين نشريه سياه و سفيد 58 صفحه اي كه به دست مان رسيده مطالب متنوعي در مورد هنر پويانمايي از جمله چند گفت و گو با دست اندركاران انيميشن ، نكاهي به فيلم كوتاه «پدر و دختر» ساخته مايكل دودك ، انيميشن رايانه اي ، بررسي فيلم «عادت جديد امپراتور» خانواده «سيمپسون ها» و داستان مصور به چشم مي خورد
از آنجا كه تاريخ انتشار نشريه روي جلد آن درج نشده ، نتوانستيم دريابيم كه ترتيب انتشار نشريه چگونه است . روي جلد تنها عبارت «شماره2» به چشم مي خورد .
«آزاده نوزاد مقدم» و «ليلا خليل زاده» مدير مسئولي و سردبيري اين نشريه را بر عهده دارند . دست اندركاران مجله «پيلبان» براي همكاران خود در نشريه «سيميا» آرزوي موفقيت دارند ، و اميد به تداوم و پربارترشدن كارشان

انجمن كاريكاتوريستها در ايران !!!

راه سختي فراروي كاريكاتوريستهاي ايران قرار دارد كه شكل گيري انجمن كاريكاتوريستها مي تواند آن را سهل تر كند .
به گزارش خبرنگار روزنامه ايران در اين مراسم كه با حضور كيومرث صابري فومني ، كامبيز درمبخش ، اميرامين سقراطي ، رسول آذرگون ( اعضاي گروه ماه ) و جمعي از اهالي كاريكاتور و مطبوعات برگزار شد ،‌مدير مسوؤل موسسه گل آقا به بررسي فعاليت جوانانا شهرستاني در عرصه كاريكاتور پرداخت و گفت : اينكه چند جوان آنقدر با عشق و علاقه در عرصه كاريكاتور آن هم در شهرستان فعاليت مي كنند ،‌حركتي شايان توجه است .
وي پسپس به ضرورت شكل گيري انجمن كاريكاتوريستها اشاره كرد و گفت : به نظر من اين يك معضل فرهنگي است كه با وجود تعداد بي شماري كاريكاتوريست در ايران هنوز هم انجمن كاريكاتوريستها تشكيل نشده است . گفتني است اين نمايشگاه از 23 تا 29 شهريور ماه در سالن نسيم شمال گل آقا برپا بود .
اردشير رستمي روزنامه نگار طرح و رنگ و رويا
حسن زرهي(بخش نخست)

ميتوانستم بنويسم اردشير رستمي روزنامه نگار شاعر، ميتوانستم بنويسم اردشير رستمي شاعر آفتاب و بهار و زن و زندگي.
ميتوانستم بنويسم اردشير رستمي قديمي ترين دوست من. اينكه هرگز نديدمش، او هم هرگز مرا نديده، در اين دوستي نقشي نخواهد داشت.
ميتوانستم بنويسم اردشير رستمي مادر خورشيد خانم كه هرروز صبح گيس دخترك را گلابتوني ميبافد و ميفرستدش به مدرسه ي زمين.
ميتوانستم بنويسم اردشير رستمي حتي با ضربه هاي شلاق هم ميتواند بنويسد"آزادي". ميتواند راهش را از ميان جاي سرخ ورم كرده ي ضربات شلاق بر جان جوان آدمي پيدا كند و برود به روستاي رنگين آزادي آدمي.
مينويسم دو گل نهاده است به چشم هايش كه گل برويد از نگاهش به جهان و آدمي ، كه گل بريزد از پلك زدن زود زود زندگي.
اين قلم ها، اين كتابها، اين دستان در استغاثه، اين شكاف در شهر، در ديوار، در دل، در كاغذ اين همه طرح و حرف.
آدمي اشك ميريزد در حضور دلي كه قرار است قلب زمين شود. در اين دور و جدا از ديوار و تپه ي زندگي.
نگاه به آفتاب سايه در تابوت، شكاف در ديوار، ترديد از جهان ميبارد انگار.
ماه مهربان آن بالا، ما هر دو اين پايين، ماه مهربان همين پايين، ميان حضور و حظ ما.
اين ماه است كه از آن بالا آمده تا گيسوي اين دختر نازنين، يا اين گيسوي دخترك كه نور ميپاشد به ماه.
ماه در ماه، ماه گيسو سياه در ماه روي نقره، در شفاف، در شبتاب.
همينطور ميتوانم زل بزنم به طرحهاي اردشير رستمي و حرف دلم را بزنم. حرف خودم را بزنم. اردشير هم حرف خودش را، حرف همديگر را بزنيم. يك قاچ آفتاب را اردشير داده است دست اين زن و شوهر كه سفره شان خالي نشود. آفتاب شده است نان سفره آدمي در دستان اردشير.
از گيسوي اين زن هم زمين سيراب شده و بهار زاييده است.
اين دختر دارد فرش رنگين بهار زمين را ميبافد با تار گيسوي سرخش در ميان برگهاي سبز اين همه گل، اين همه بهار.
اين مادر ماه را حامله است. از ماه بار بر دل دارد. ميخواهم دخيل ببندم به اين مرد، به اين قديس قلب خويش.
از ياقوت دلش قطره قطره جان ميچكاند اين دختر جوان در نهال نورسته در جانش.
گيسوي اين زن نازنين در جان مردش روان است به هزار رنگ و رويا، همين ه ميرود از روزگار مرد،
اردشير رستمي رنگ و رويا و زن و زيبايي و عاطفه را از سرانگشتانش جاري ميكند در جوهر زندگي. در جبهه ي مهر جهان. براي همين است كه ميخواهد روياهاي ياران رفته اش فراموش نشوند

پنجشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۸۱ ه‍.ش.

به بهانه نمايشگاه كاريكاتورهاي آروين در خانه كاريكاتور
مانا نيستاني

تا يكي دوسال پيش فكر مي كردم آروين مي تواند گردآورنده و محقق خوبي در زمينه كاريكاتور بشود ؛ ذات فعال و جستجوگر و روابط عمومي عالي اش به همراه علاقه وافر به كاريكاتور ،‌انگ چنين كارهاي بود . تا همين جاي كار هم كه بيش از بيست ، بيست و يك سال نداره يك كتاب مرجع قابل اعتنا يعني كتاب ‹‹ كتاب فصل كاريكاتور ›› از او به چاپ رسيده كه كار قابل تاملي است ،‌اما اعتراف مي كنم كمتر او را بعنوان كاريكاتوريستي آينده دار حساب مي آوردم چرا چرا پوياي و جستوگري اش را در فضاهاي اغلب تخت و يكنواخت آثارش نمي يافتم . ادامه .....pdf

چهارشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۸۱ ه‍.ش.

يك برزيلي ضد صهيونيست
نيك آهنگ كوثر

كارلوس لتوف ، يك هنرمند برزيلي ويژه است . او بيش از حدي كه ممكن است فكر كنيد ضد اسرائيلي است . بسياري از كارهاي او در نشريات عربي هم به چاپ رسيده است . وقتي هفته گذشته يكي از كار هايش را ديدم ، تلاش كردم تا با او مصاحبه اينترنتي بكنم ، او هم با مهرباني و سرعت جواب داد :
ــ لتوف ، چند وقت است كاريكاتور مي كشي ؟
به عنوان يك تصوير گر حرفه اي ، سيزده سال ، به عنوان يك فعال سياسي هم از سال 1997 كه با استفاده از فكس از نهضت زاپاتيستا در مكزيك حمايت كردم ، كارهايم سياسي تر شد .
ــ آيا با كاريكاتور چهره هم آشنايي داري ؟
بله ولي راستش را بخواهي چهره پرداز خوبي نيستم .
ــ بيشتر كارهاي كه از تو ديده ام ضد اسرائيل بودند . برايم خيلي عجيب بود كه يك برزيلي به اين خوبي مساله را درك كرده باشد ؟
به عنوان يك كاريكاتوريست سياسي ، معمولا” ظلم قدرتمندان را مورد حمله قرار مي دهم ، همينطور امپرياليسم ، تروريسم دولتي و بي رحمي پليس برخي كشور ها را . به خاطر كارهايم عليه اشغالگران اسرائيلي يك سازمان غير دولتي فلسطيني مرا به كرانه غربي دعوت كرد . انچه را ديدم مرا بيشتر تشويق كرد تا عليه اسرائيلي ها اقدام كنم . من تمام تلاش خود را صرف نشان دادن مظلوميت فلسطيني ها و ظالم بودن اسرائيلي ها از طريق اينترنت كرده ام .
ــ تو بيشتر تحت تاثير سبك چه كساني بوده اي ؟
من تحت تاثير ديگو ريوار و جان هارتفيلد بوده ام و همينطور كميك هاي آمريكايي .
ــ راستي نظرت در مورد كارهاي ايراني ها چيست ؟
متاسفانه خيلي آشنا نيستم ، ولي همين كارهايي را كه در سايتهاي ايران كارتون و پرسي تونز ديدم ، برايم شگفت آور بود . البته درك كردم كه نمي توانيد براحتي ما ايده هايتان را عرضه كنيد .
و اين همچند طرح از كارلوس لتوف :
A . B . C . D . E . F . G . H
اين جنونتن منو كشته !!
كاپوچينوو نيك آهنگ كوثر

نيک آهنگ کوثر بدون شک يکی از تاثير گذارترين و دوست داشتنی ترين کاريکاتوريستای ايرانه. يه صبح جمعه تابستونی ما رفتيم دفترش و ميون يک عالمه سر و صدای دريل و چکش و .. که آخرشم نفهميديم برای چی بود و چی رو داشتن درست می کردن يه مصاحبه/گپ دوستانه باهاش انجام داديم .
از اونجايی که مصاحبه طولانی شد و از اونجايی که دلمون نميومد جاييش رو حذف کنيم، اين مصاحبه رو تو دو قسمت ( قسمت اول و قسمت دوم ) در مجله كاپوچينو قرار داديم .

سه‌شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۸۱ ه‍.ش.

اولين مسابقه بين المللي كاريكاتور آرژانتين ـ فكو

از همه هنرمندان جهان ، اعم از كاريكاتوريست و كارتونيست ، دعوت به عمل مي آوريم تا در اولين مسابقه بين المللي كاريكاتور كه توسط ‹‹ فكو ›› ي آرژانتين برگزار خواهد شد ، شركت كنند. اين مسابقه كه يك حادثه بزرگ در يك محل شلوغ خواهد بود ، فرصتي است كه مي تواند كاريكاتوريستها را با همايش ها و كنفرانس ها پيوند دهد و طنز پردازان را اميدوار سازد .
ــ تاريخ برگزاري نمايشگاه :
نمايشگاه از 13 اكتبر 2002 آغاز به كار خواهد كرد و تا 13 نوامبر نيز ادامه خواهد داشت . از اين تاريخ به بعد نيز آثار رسيده در كلوپ هاي مختلف فوتبال ، كتابخانه ها و موزه هاي آرژانتين به نمايش گذاشته خواهد شد .
ــ مكان نمايشگاه :
نمايشگاه در كلوپ فوتبال استاديوم بوكا جونيرز واقع در شهر بوينس آيرس آرژانتين به نمايش گذاشته خواهد شد .
ــ اندازه آثار ارسالي آزاد است و محدوديتي ندارد .
ــ لطفا” مشخصات كامل خود را همراه عكس و نشاني به پيوست اثارتان ارسال كنيد .
ــ اسم ، سن و همچنين نشاني بايد پشت هر يك از آثار نوشته شود .
مسابقه در دو بخش مختلف برگزار خواهد شد :
1 - موضوع آزاد
2 ـ كاريكاتور شخصيت هاي شناخته شده جهان
ــ آخرين مهلت : 30 سپتامبر 2002
10 اثر از بهترين آثار رسيده انتخاب خواهد شد و از برندگان مسابقه با جوايز گرانبها تقدير به عمل خواهد آمد همچنين كتاب نمايشگاه به صورت CD حاوي تمامي اثار برگزيده و عكس هاي نمايشگاه و همچنين كتاب نمايشگاه فعاليتهاي انجام شده در آن ارسال خواهد شد .
ــ نشاني :
FECO Argentina first international cartoon exhibition and von rebour urquize 376-(1641) acasuso buenos aries_Argentina
در پايان از شما سپاس گذار خواهيم بود اگر پاسخ هاي مختصر خود را به سوال هاي زير برايمان ارسال كنيد . اين پاسخ خ ها در نمايشگاه و همچنين پايگاه اينترنتي www.fecoargentina.com.ar منتشر خواهد شد .
1 ـ چرا تصميم گرفتيد كاريكاتوريست شويد ؟
2 ـ از چه چيزهايي در كاريكاتورهايتان استفاده مي كنيد ؟
3 ـ فرايند كاري خود را از زمان حضور ايده در ذهنتان تا پايان اثر شرح داده ، درباره تكنيك هاي خود توضيح دهيد ؟
4 ـ چه عامل عمده اي در كار شما تاثير گذاشته است ؟
5 ـ ايده هاي خود را از كجا مي گيريد و طرح اوليه كاريكاتور هايتان از كجا مي آيد ؟
6 ـ آيا شما دلقك كلاس خود بوده ايد ؟
7 ـ به افرادي كه مي خواهند وارد دنياي كاريكاتور بشوند و به صورت حرفه اي كار كنند ، چه توصيه اي داريد ؟
8 - چه تعريفي براي طنز داريد ؟
9 ـ هر گونه خاطره اي از موفقيت هاي خود و يا كنجكاوي هايتان و يا حتي خاطرات خجالت آور و يا رويايي كه هنوز به ياد داريد و درباره كارتان است و مايل ايد كه ذكر شود ،‌را براي ما ارسال كنيد .

كاريكاتوريستي از هندوستان
شهاب اميني

سورش ساوانت Suresh Sawant كاريكاتوريستي با سابقه اي سي ساله است ، هرچند فعاليتهاي هنري وي مانند بسياري از كاريكاتوريست هاي ديگر تنها به كشيدن كاريكاتور ختم نمي شود .
او براي دو نشريه آلماني و سويسي مقاله مي نويسد و دستي هم در نگارش مطالب طنز دارد . اين را از گفتگو هايي كه بين شخصيت هاي كارتوني وي در جريان است مي توان دريافت .
سورش خالق شخصيتي طنز آميز با نام بامبايا Bambaya در سري كاريكاتورهاي دنباله دار ( استريپ ) براي نشريه Evening News of India است كه در طول سال به طور مرتب در اين نشريه چاپ مي شود .‹‹ ريدرز دايچست ›› ، ‹‹ اسكانيس ريپورتر ›› و ‹‹ فورچون اينديا ›› از ديگر نشرياتي است كه طرح هاي سورش در آنها به چاپ مي رسد .
او هم اكنون سردبير نشريه تخصصي كاريكاتور ويتي ورد مي باشد . مجله اي مشهور در آمريكا كه مدتي نيز وظيفه سردبيري آن را در ايران كاريكاتوريست نام آشنا جواد عليزاده به عهده داشت . كارهاي سورش را بجز در نشريات و سايتهاي مختلف مي توان در موزه هاي كشور هاي كانادا ، سويس ، ژاپن و آمريكا ديد .
سورش ساوانت برنده جوايزي در سطح ملي و بين المللي است . از آخرين كارهاي او مي توان به اجراي پروژه اي تلويزيوني با عنوان ‹‹ كاريكاتوريستهاي بزرگ هند ›› كه در آن به معرفي نامداران اين هنر مي پردازد ، اشاره كرد .
مسابقه دوسالانه كاريكاتور مكزيك

موضوع :
1 - تكثير سلولي
2 - منطقه آزاد تجاري
تعداد آثار : حداكثر 3 اثر با تكنيك آزاد
اندازه آثار : A3
در پشت هر اثر بايد موضوع اثر و عنوان ،‌نام و نشاني هنرمند قيد شود .
آخرين مهلت ارسال : 30 سپتامبر 2002
جوايز :
ــ جايزه بزرگ 1000 دلار
ــ جايزه ويژه 250 دلار
ــ جايزه مخصوص 500 دلار
نشاني :
CALLE FELIPE ANGLES 587 COL , ADOLFO LOPEZ MATEO CHETUMAL , QUINTANA ROO MEXICO 77010
Tel /Fax 52983 72323/52 983 21788
Email : justomed@prodigy.net.mx

دوشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۸۱ ه‍.ش.

كاريكلماتور

ــ ابر براي صرفه جويي در مصرف آب باران را نم نم مي فرستد.
ــ آنقدر خسيس بود كه لبخندش را هم از ديگران دريغ مي كرد .
ــ هيچ راهي مطمئن تر از لبخند براي نزديكي آدمها به يكديگر وجود ندارد .
ــ آدم حسود به سايه خودش هم حسادت مي كند .
ــ آنقدر نگاهش تيز بود ‚ از آن به جاي چاقو استفاده مي كرد.
ــ آنچه كه آفتاب زندگيمان را ابري مي كند‚ روزمرگي است
شيندخت

یکشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۸۱ ه‍.ش.

طرحي از جواد عليزاده ( نشريه طنز و كاريكاتور )

...مي انديشم كه شايد خواب بوده ام
مي انديشم كه شايد خواب ديده ام
خواب بوده ام ، خواب ديده ام
اما همه چيز يكسان است و
با اين حال نيست ... ( از آلبوم برف)



...تا قاصد ميليون ها لبخند گردم
تابستان ، مرا دربر خواهد گرفت
و دريا دلش را ، خواهد گشود
زمان در من خواهد مرد
و من بر زمان
خواهم خفت ..( از آلبوم برف)
نمايشگاه كاريكاتور

نمايشگاهي از آثار كاريكاتور گروه ‹‹ ما ›› در سالن نسيم شمال گل آقا برگزار شد هاست .
اين نمايشگاه تا 29 شهريور ماه بر پا مي باشد . علاقه مندان جهت بازديد از اين نمايشگاه مي توانند به سالن نسيم شمال واقع در ميدان آرژانتين ، خيابان زاگرس ، شماره 7 مراجعه يا با شماره 8793011 تماس حاصل نمايند .

پانزده كاريكاتوريست ،‌پنج بند
حسن كريم زاده(بخش نخست)

قصد دارم به منظور تعريف مجدد هنر كاريكاتور ، تاكيد بر بنيان شالوده هاي مفهومي و تكنيكي ،‌و نيز ياد آوري رسالت اصلي آن ، به معرفي پانزده كاريكاتوريست برجسته جهان ـ هر كدام در پنج بند خلاصه ـ بپردازم .

بخش نخست ؛
هري لمرتينك Harry Lammertink
1 ـ هري لمرتينك ، متولد يازدهم نوامبر 1932 در شهر اپل دورن كشور هلند .
دوران مشقت باري را تا جواني پشت سر گذاشت . از سن 23 سالگي كاريكاتور را به عنوان شغل حرفه اي خود برگزيد و با نشريات متعدد داخلي همكاري كرد .
2 ـ مرور آثار كميك كه دوران نوجواني او به صورت كتاب و مجله منتشر مي شد ، او را به عرصه كاريكاتور كشاند و سبب شد تا هري جوان دست به قلم برده و طراحي را آغاز كند .
هري ، كلمه Yrrah را ـ كه در آينه همان Harry خوانده مي شود ! ـ به عنوان امضاي پاي كار و نام مستعار خود برگزيد .
3 ـ ميليتاريسم ، فاشيسم ، توتاليتاريسم و فوندامنتاليسم ( اصول گرايي ) ، دستمايه كاريكاتورهاي لمرتينگ بود و پرداخت بجا ،‌منتقدانه و موشكافانه در موضوعات ذكرشده ، او را از مرز يك طراح صرف فراتر برده و به يك متفكر هلندي تبديل كرده بود .
كارهاي هري ، گزارش هاي تكان دهنده و دهشتباري از جوامع بازمانده از جنگ هاي جهاني اول و دوم بود كه در حافظه تاريخ ثبت شد .
4 ـ آوازه او بيشتر به خاطر تكنيك متفاوت و بديع اش است ، پرسپكتيوهاي اغراق شده ، زواياي ديد غير معمول ، كمپوزيسيونن مستحكم و قلم گيري هاي خشن و پرقدرت از ويژه گي كاريكاتور هاي هري است . او مشقت اتودهاي پي در پي را به غلطيدن در ورطه يكنواختي و روش هاي معمول اجرايي ترجيح مي داد .
از مركب سياه براي بيان بهتر مفهوم كارهايش بهره مي برد و از جادوي رنگ دوري مي جست .
با اينكه به كميك استريپ هاي دور خود ـ ديوانه وار ـ علاقه مند بود اما سبك و سياق آنها كوچك ترين تاثيري در روش اجرايي هري نگذاشته و او بيش از پيش با شقاوت هر چه تمام تر پرسوناژهاي آثارش را از دو تيغ مي گذراند .
5 ـ امروزه ،‌هري لمرتينگ يا بهتر بگويم به عنوان يكي از پيشروان هنر كاريكاتور شناخته شده است و آثارش ، ضمن انتشار در نشريات معتبر سراسر جهان ، در موزه كنستهال رتردام نگهداري مي شود .
هري ، شش سال پيش در سال 1996 در سن 64 سالگي درگذشت .
كاريكاتور روزانه

يكي مي گه حرف نزن ، يكي مي گه داد بزن !!!
طرحي جديد از هادي حيدري


شنبه ۲۳ شهریور ۱۳۸۱ ه‍.ش.

گفتگو با يازده و نصفي كاريكاتوريست به انتخاب توكانيستاني
گفتگوي دوم ؛ علي ديواندري

علي ديواندري حرفهاي زيادي براي گفتن دارد . او قبل از شروع گفت و گو مجموعه مفصلي از موضوعات مورد علاقه اش را فهرست كرده بود و تقصير من بود كه نتوانست حرف بزند . فارغ از هر داوري درباره او ، علي ديدواندري يكي از عاشق ترين اهالي اين حرفه است .
ــ علي ديواندري از تو بخاطر اينكه حاضر شدي امروز وقتت را در اختيار من بگذاري تشكر مي كنم . دوست دارم با هم در مورد بعضي موضوعاتي كه براي من به عنوان همكار و بيننده كارهاي تو مهم هستند صحبت كنيم .
بسيار خوب
ــ سال ها قبل در مصاحبه اي از تو خواندم كه هنرمند كسي است كه برنج اش آغشته به زعفران نيست !؟ آيا هنوز به اين گفته اعتقاد داري ؟
ادامه ......pdf
كاريكاتور چهره تجربه مداوم
كاويان راد(قسمت چهارم)

متاسفانه كاريكاتور چهره در ايران از جايگاه مناسب اش برخوردار نيست . البته شايد اين امر ريشه فرهنگي داشته باشد ، هر يك از ما ترجيح مي دهيم عكسي اتو كشيده و يا به قول عكاسها روتوش شده اي از ما در جايي چاپ شود تا ديگران درس عبرتي بگيرند ، تا آنكه كاريكاتوري ...! به همين دليل ،‌استقبال چنداني از آن نمي شود .
گهگاه تجربه هاي در گوشه و كنار ديده مي شود ، اما چندان جدي گرفته نمي شود . بسياري از كاريكاتور پرتره هايي كه در نشريات مي بينيم ، كليشه اي و مانند هم هستند كه خلاقيت و اصولا” حركتي در آ“ها به چشم نمي خورد ، همچنان سالهاي سال بايستي سرهاي بزرگ بر روي تن هاي كوچك بكشيم و به آن كاريكاتور چهره بگوييم .
حداقل در نقاشي وضع بهتر است ، تناسبهاي صوري و فاصله اي زماني و مكاني ناديده انگاشته مي شود و نقاش با آزادي و اراده كامل آنچه را كه در پي اش هستند ، به تصوير مي كشد اجزاء طبيعت بيجان با يكديگر تركيب مي شود و چيز تازه اي خلق مي شود . ولي وقتي موضوع انسان است ، وضع فرق مي كند ، ما كه نمي توانيم هر بلايي كه بخواهيم سر انسان بياوريم .
من مي گويم چه خوب بود اگر جا پاي يكديگر نمي گذاشتيم . بياييد تجربه كنيم . اجازه بدهيد از سينما كمك بگيريم . آرمانو اولمي در مورد نسل فيلمسازها مي گويد :
نسل اول سينما به زندگي نگاه كردند و فيلم ساختند . نسل دوم فيلمهاي نسل اول را ديدند و به زندگي نگاه كردند و فيلم ساختند . اما نسل سوم تنها فيلمها را ديدند و فيلم ساختند ، آيا ما براي طراحي كردن بايد به زندگي نگاه كنيم ؟
كاريكلماتور

ــ زندگي را چه عرض كنم ، ولي مرگ خيلي چيزها را عوض مي كند .
ــ مرگ و زندگي ، مثل ظاهر شدن و محو شدن يه رنگين كمونه .....
ــ بعضي ها خودشان را مي كشند تا مي ميرند و بعضي ديگران را
ــ يكي مي گفت : مرگ ، عقده همره كه بالاخره بايد خالي بشه
ــ زندگي ، مرگ را از هيچ كس و هيچ چيز دريغ نمي كند .
ــ زندگي يك راز است ، رازي كه مرگ آنرا افشا مي كند .
ــ مرگ ، شال و كلاه كردن زندگي است .
حميد شاد
طنز و كاريكاتور
طرحي مصور از نيك آهنگ كوثر

11 سپتامبر مطبوعاتي يا ؛
يا مي انديشم پس هستم ....
پس اينجا را كليك كنيد .

چهارشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۸۱ ه‍.ش.

كاريكلماتور

ــ يكي مي گفت : زندگي و مرگ مثل رنگين كمان مي ماند ،‌ابتدا و انتهايش بر كسي پيدا نيست .
ــ مرگ ، سايه به سايه من و شما در حركت است ، روزمرگي را چه عرض كنم .
ــ يكي مي گفت : زندگي حادثه ساز است كه بزرگترينش مرگ است .
ــ مرگ پايان همه چيز نيست ، آغاز خيلي چيزهاست .
ــ مرگ ، يخ بستن ابي است كه عمري روان بوده .
حميد شاد
طنز و كاريكاتور
امروز نفت داريم ،‌ فردا باد !

خوشبختانه در طول صد سال گذشته ،‌ما ايراني ها به اندازه چندين و چند كشور هم جمعيت انرژي مصرف كرده ايم ! احتمالا” فراموش كرده ايم كه منابع نفت و گازمان تمام شدني است .
حال اگر مي خواهيد نگاه كاريكاتوريستهاي ايراني را به اين موضوع ببينيد شماره هاي زير را كليك كند ؛
الف . ب . ج . د . س
6برگزيده ايراني در دومين مسابقه گرافيک ژاپن
روزنامه جام جم

آثار 6هنرمند ايراني در دومين مسابقه بين المللي گرافيک رايانه اي در ژاپن برگزيده شد. در اين مسابقه که با شيوه گرافيک رايانه اي و از طريق پست الکترونيکي برگزار شد،سامان خرم با موضوع «روياي آبي من »، مهدي شادمان از مشهد با موضوع «قاب بسم الله »، محمدرضا احمدي نژاد با موضوع «آب مايه حيات » برگزيده شدند.همچنين آيدا نيکان پور با موضوع «صلح »، نجمه مطلايي با موضوع «ماه و ماهي » از ديگر برگزيدگان اين مسابقه معرفي شده اند. به گزارش روابط عمومي کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان ، فراخوان دومين دوره اين مسابقه با موضوع آزاد در شهر توکوهاي ژاپن ، سال گذشته اعلام شد. گفتني است ، سومين دوره اين مسابقه نيز با موضوع آزاد، براي سنين 12سال به بالا و در ابعاد A3با نشاني پست الکترونيک www.cg-arttokoha.net تا 25شهريور براي ارسال آثار گرافيک رايانه اي مهلت تعيين کرده است . آثار برگزيدگان ، علاوه بر نمايش در سايت اينترنتي ، در موزه شهر توکوهاي ژاپن نيز به نمايش درمي آيد
بن لادن هرگز نمي ميرد

طرحي از هادي حيدري كاريكاتوريست ايراني در سالگرد حملات تروريستي 11 سپتامبر .

سه‌شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۸۱ ه‍.ش.

11 سپتامبر

بعد از گذست يك سال از حادثه 11 سپتامپر ديدن برترين كاريكاتورهاي مطبوعاتي در اين خصوص شايد خالي از لطف نباشد ، پس اينجا را كليك كنيد .
برترين كاريكاتوريست سياسي قرن بيستم
نيك آهنگ كوثر(قسمت چهارم)

هنرمندان شوروي گرچه بسيار محدود بودند و عملا” امكان بهره گيري از سبك هاي غربي برايشان دشوار بود ولي تعدادي از كاريكاتوريستهاي روس براي ‹‹ ديويد لو ›› نوشتند كه بشدت تحت تاثير او هستند ، آمريكاهي ها معمولا” تمايل چنداني به پذيرش جايگاه ‹‹ ديويد لو ›› ندارند .
با يان همه برترين كاريكاتوريست معاصر خود آنها هم اصالتا” آمريكايي نيست ! ‹‹ پت اليفانت ›› استراليليي كه در دهه 60به آمريكا آمد ، هنر كاريكاتور مطبوعات آمريكا را متحول كرد . او نيز همچون ‹‹ ديويد لو ›› از قاره اقيانوسيه آمده ...
ديويد لو به خاطر طرح هاي زيادي كه عليه هيتلر كشيده بود ، در ليست مرگ گشتاپو قرار گرفته بود .وزير امور خارجه انگلستان يك بار شخصا” از ديويد لو خواست كه در مقابل آلمانها آرام بگيرد تا سياستهاي خارجي انگلستان بيش از اين آسيب نبيند !
ديويد در طول ساليان كار خود بيش از 14000 اثر در مطبوعات به چاپ رساند .
كارشناسان علوم سياسي ، اين كاريكاتوريست را بسيار جلوتر از اكثر نمايندگان پارلمان انگلستان مي شناسند ! او با قدرتي شگفت انگيز ، ديكتاتورها را معرفي مي كرد و تازه سياستمداران به ظاهر زرنگ انگليسي متوجه قضايا مي شدند .
ديويد لو در استوديويي خلوت كه نه تلفن داشت و نه زنگ كار مي كرد . ولي در همين فضاي آرام ،‌پر تيراژ ترين كاريكاتورهاي سياسي قرن بيستم را مي كشيد ، آثاري كه به اندازه نصف صفحه روزنامه چاپ مي شد .
او اگر چه از منتقدين چرچيل بود ،‌ولي خبر نداشت كه چهل سال پس از مرگش ،‌بخشي از آثارش را به خانواده چرچيل به نمايشگاه كاريكاتورش اهدا مي كنند ! چرچيل قدر آثار انتقادي لو را خيلي خوب مي دانست . در دنياي امروز ، بسياري معتقدند كه كاريكاتوريستها هنرمنداني هستند كه مفت و مجاني انسان را از عيوب خود آگاه مي كنند ،‌آيا در كشور ما قدر اين هنر را مي دانند ؟ خوش به حال سر ديويد لو
كاريكاتور چهره تجربه مداوم
كاويان راد(قسمت سوم)

اصولا” به روزمرگي عادت كرده ايم و شايد هم براي خودمان از زيبايي و زشتي كليشه هايي ساخته ايم كه بر اساس آنها چيزهاي دوربرمان را ارزيابي مي كنيم . طبيعت مادر ماست . انسان هميشه از طبيعت تقليد كرده و البته اين خود نوعي ستايش طبيعت بوده است ، اما هر چيزي در جاي خود زيباست ، همانطور كه هر فصل رنگ و بوي خودش را دارد آدمي نيز در طول زندگيش ساليان بسياري را پشت سر مي گذارد .
آيا تنها زيبايي را مي توان در لبخند كودك يافت ؟ زيبايي را بايستي در درك حقيقت اشياء و انسان جست ، اگر در ديدنمان بتوانيم هر چه بيشتر به كنه موضوعات و حقايق دروني آنها نفوذ كنيم ،‌آنگاه خواهيم ديد كه زيبايي و زشتي صوري آنچنان كه بيشتر در مورد آن داوري مي كنيم ، تا چه حد پيش پا افتاده و نابجاست .
چهره آدمي تحت تاثير شخصيت خود آگاه و ناخود آگاه دروني قرار دارد . پس مي توانيم بگوئيم خطوط چهره آدمها مي تواند دريچه اي به درون آنها باشد . كوشش براي شناسايي و طبقه بندي كردن افراد از اين لحاظ از دير باز مورد توجه عالمان و روانشناسان بوده است .
هر چند وضع ظاهري و ويژگي ها و شرايط فيزيكي عامل مهمي در ادراك و شناسايي آدمهاست ، اما وافعيت اين است كه نمي توان افراد را تنها بر اساس ظاهرشان داوري كرد .

دوشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۱ ه‍.ش.

دوره جديد پاييز آموزش كاريكاتور

خانه كاريكاتور ايران تنها مركز تخصصي آموزش كاريكاتور ثبت نام پنجمين دوره آموزش ( ترم پاييز ) را آغاز نموده و در تمام مقاطع سني تعداد محدودي هنرجو مي پذيرد .
دوره هاي آموزشي اين مركز شامل : طراحي پايه و پيشرفته بزرگسالان ، كاريكاتور 1 و 2 ،‌كاريكاتور چهره ، تكنيك و اجرا در كاريكاتور ، تكنيك تصوير سازي ، كميك استريپ ( كاريكاتور دنباله دار ) و انيميشن و كاريكاتور و طراحي ويژه كودكان و نوجوانان در خانه كاريكاتور ايران آغاز شده است .
علاقه مندان به اين هنر مي توانند جهت ثبت نام به خانه كاريكاتور مراجعه و يا با شماره تلفن 2251563 تماس حاصل فرمايند .
كاريكلماتور

ــ مي گفت اين روزها آدم را راحت مي شود خريد ، چيزي كه خريدنش سخت است گوشت و برنج و مرغ است .
ــ مي گفت براي اينكه آدم خوش بيني شوم ، احتياج دارم بيني ام را عمل كنم .
ــ به سادگي از كنار زندگي گذشت و همانقدر ساده هم درگذشت .
ــ موقعي كه كلمات از ذهن نويسنده سرريز كرد ،خدا به داد كاغذ برسد .
ــ يك روز دو چشمش با هم قهر كردند و از آنروز به بعد بينوا لوچ شد .
ــ مترسك عروسكي كه زير خط فقر زندگي مي كند .
سحر اشراقي
طنز و كاريكاتور
نمايشگاه كاريكاتور

اولين نمايشگاه گروهي تني چند از هنر جويان خانه كاريكاتور در نگارخانه خانه كاريكاتور ايران وابسته به سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران برگزار مي گردد . اين نمايشگاه شامل 50 اثر سياه و سفيد و رنگي با مضامين مختلف اجتماعي از هنرمندان آقايان عليرضا ابوسعيدي ، سيروس كشاورز و خانم ها بهاره زارع ،‌ليلا معين ،‌الناز كلكتي و مونا باقري ميباشد .
علاقه مندان جهت بازديد از اين نمايشگاه مي توانند تا تاريخ 24 شهريور ماه به نشاني خيابان شريعتي ، تقاطع اتوبان شهيد همت ، خيابان گل نبي غربي ، ميدان شهيد كتابي شماره 60 مراجعه و يا با شماره 2251563 تماس حاصل نمايند .

اختيارات ويژه يا مورچه چيه كله پاچه اش چي باشه ؟
طرحي مصور از نيك آهنگ كوثر

اصولا” مورچه ها موجوداتي داراي اختيار هستند .
از روزي كه به دنيا مي آيند و شناسنامه دار مي شوند اجازه دارند فرزند پدر و مادر باشند كه اختيارات آنهاست !
مورچه ها اصولا” اختيارات ويژه اي دارند ، از جمله حق تو سري خوردن ، حق تحقير شدن ،‌حق له شدن و غيره
مورچه ها وقتي اندكي به سن قانوني مي رسند حق ازدواج پيدا مي كنند و مي توانند با هر كسي كه بقيه برايشان مشخص مي كنند ازدواج كنند و اين از اختيارات آنهاست .
بعد از ازدواج هم اجازه دارند بنا به مصلحت پدر و مادر طرفين بچه دار شوند و همينطور اجازه دارند بنا به نظر بزرگترهاي فاميل هزينهاي سزارين و بيمارستان خصوصي را بپردازند . ادامه .....
برترين كاريكاتوريست سياسي قرن بيستم
نيك آهنگ كوثر(قسمت سوم)

‹‹ سر ديويد لو ›› اين هنرمند بزرگ متولد زلاندنو بالاترين مدارج ترقي را در انگلستان گذارند . در دوران كودكي ، تعدادي از نسخه هاي قديمي مجله ‹‹ پانج ›› به دستش رسيد . مشاهده آثار هنرمنداني همچون چارلز كين و دانا گيبسن ديويد جوان را سر ذوق و شوق آورد . او تلاش بسياري كرد تا مثل آنها طراحي كند ولي هر چه بيشتر پيش مي رفت ، به ضعف هايش بيشتر پي مي برد .
تا اينكه به آثار هنرمندي به نام ‹‹ فيل مي ›› علاقه مند شد و تا آخر سبك او را ادامه داد .
ديويد لو وقتي وارد مطبوعات شد به شدت كار مي كرد . گاهي بين هشت تا ده ساعت كار مفيد ! گاهي وقت ها براي كشيدن يك كاريكاتور مطبوعاتي سه روز وقت صرف مي كرد .
مدتي را در استراليا كار كرد و نهايتا” عازم لندن شد . او مي دانست كه عادت كردن به كارها و رفتارهاي انگليسي ها كار ساده اي نيست آشنايي ويژه او با شخصيت هاي انگليسي در سالهاي بعد شكل گرفت . او توانست از نزديك بسياري از ايشان را ببيند . از جمله ‹‹ جرج برنارد شاو ›› نويسنده بزرگ ايرلندي و ‹‹ وينستون چرچيل ›› نخست وزير دوران جنگ جهاني انگلستان را .
طنز تلخ فلسطين در تصويرهاي كارتون
كيارش زندي(قسمت چهارم)

آنچه در ادامه در ميان آثار برگزيده اولين مسابقه بين المللي كاريكاتور اينترنتي ايران به چشم مي آيد ، طرحي از حكمت سراه نيز از كشور تركيه يكي از همپيمانان سرسخت آمريكا و اسرائيل با قلم كارتونش نقش فرزندان فلسطيني را در جريان مبارزه همچون موسي در نبرد با فراعنه دانسته است .... خالد الهاشمي تنها عرب موفق در اين مبارزه اينترنتي ! نيز با به تصوير كشيدن چمدان فلسطيني آواره و بي خانه كه مهر كشورهاي متعدد بويژه عربي را به خود پيرايه بسته كه هيچكدامشان سر پناهي به او نداده اند ... اما در تابلوي زيباي مانا نيستاني عرفات نقش ميانجي و بلكه منجي سپرده شدگان به جوخه اعدام شاه اثر هنرمند اسپانيايي ‹‹ گويا ›› را به عهده گرفته ، نقشي كه با حضور عرفات بيشتر حالتي خنده دار و شبيه يك شوخي را به خود گرفته است ... نمايشي از ناتواني جريان صلح طلبي عرفات در مقابل ارابه جنگي صهيون ... كيارش زندي نيز با پس زدن پرده ظاهري قدرت اين ارابه جنگي د رمواجهه با انتفاضه ترس جوخه مرگ صهيون را حتي با فلاخن كودك شهيد فلسطيني كه چون بمبي عمل نكرده در صحنه به جا مانده را نشان داده است .... ولي در آخر با تصوير ذهنيت شاعرانه و تصور شاعرانگي اردشير رستمي روبرو مي شويم كه مادري شهيد در ديار مبارز پرور قدس فرزندش را از پيكان موشك اسرائيلي كه سينه اش را شكافته است ، شير مي نوشاند ... طنزي بغايت تلخ ، شاعرانه و تاثير گذار ... درست همان گونه كه در بيانيه هيات داوري نيز آمده است .
‹‹ ... نبرد نابرابر يك ملت براي احقاق سرزمين خود و داشتن حق زندگي مستقل با دشمني كه يكي از مجهزترين ارتشهاي كلاسيك جهان را در اختيار دارد ، طنز تلخي را تاعي مي كند كه در قالب تصويري تكاندهنده و تفكر برانگيز توشط هنرمندان كاريكاتوريست از قوه به فعل در مي آيد ....››

یکشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۸۱ ه‍.ش.

مستر بين

اگر مي خواهيد كاريكاتورهاي از چهره ‹‹ روون اتكينسون Rowan Atkinson ›› يا همان مستر بين كمدين معروف انگليسي از كاريكاتوريستهاي معروف چهره جهان را ببينيد ، اينجا را كليك كنيد

كاريكاتور چهره تجربه مداوم
كاويان راد(قسمت دوم)

اصولا” پرتره هاي من مركب از دو عنصر فرم و محتواست كه حتي الامكان سعي مي كنم هر دو را در نظر بگيرم . اول امكان بازشناسي شخصيت و دوم بيان شخصيت . ولي اگر ناگزير باشم دومي را انتخاب مي كنم . من فرم ظاهري و تناسبات اجزاي چهره را بر هم مي زنم و دوباره به شيوه خودم آنها را گردهم مي آورم . در اين پروسه ، يك يا چند جزء ممكن است اصلا” كنار گذاشته و يا تكثير شود . بيشتر در پي آن هستيم كه ببينيم تا چه حد مي توان از قالب صوري دور شد .
مي دانيم كه اين فواصل و نسبت هاي اجزاي چهره آدمي است كه او را از ديگري متفاوت كرده امكان متمايز ساختن و شناساي را به وجود مي آورد . حال چگونه مي توان همين تناسبات اجزا را به هم زد و از آن دور شد و در عين حال همچنان آن را حفظ كرد . اين پرسشي است كه من در پي پاسخ دادن به آن بوده ام .
وقتي بر روي چهره شخصيت شناخته شده و مشهوري كار مي كنيد ، تا حدود زيادي ممكن است آزادي عمل شما محدود شود . از سويي لازم است بيننده كارتان مستقيما با ديدن اثر ، آن شخصيت را بازشناسد و از سوي ديگر ممكن است از پايان بيم داشته باشيد كه مبادا ديدگاه و برداشت شما از شخصيت مورد نظر منطبق بر راي ديگران نباشد . ولي بايستي توجه كنيد كه يك اثر همچون بيانيه اي قطعي در مورد يك شخصيت نيست . به عبارت ديگر ، هر هنرمندي زاويه ديد ويژه خود را دارد . در مورد كار هنري و نه سفارشي ، اگر همه يكسان فكر مي كردند و مي ديدند اين چنين تنوعي در آثار ديده نميشد . بيائيم گزارش شباهت ظاهري و ثبت مو به موي واقعيت ( به معناي واقع شدن در زمان و مكان ) را به دوربين عكاسي بسپاريم حتي رئاليسم هم كاملا” منطبق برواقعيت نيست . چه رسد به كاريكاتور كه هنر اغراق است . ادامه دارد ......
فرهنگ جامع هنرمندان معاصر ايران

براي نخستين بار فرهنگ جامع هنرمندان معاصر تدوين مي شود. اين پژوهش بزرگ يك سال است با هدف تدوين جامع ترين فرهنگ هنرمندان معاصر ايران, آغاز شده است. در اين فرهنگ تمام رشته هاي هنري اعم از ادبيات (شعر, داستان و نمايشنامه), هنرهاي نمايشي (سينما, تئاتر و سريالهاي تلويزيوني), موسيقي, هنرهاي تجسمي (نقاشي, مجسمه سازي, كاريكاتور, عكس, تذهيب, تشعير, معرق, خط و ...) مشمول معرفي خواهند بود.
كليه هنرمنداني كه از حداقل شرايط لازم برخوردار باشند در اين پژوهش جاي خواهند گرفت. اين حداقل برخوردار بودن هنرمند از حدود سي سال سن و داشتن دو اثر قابل اعتنا در رشته خود است. اين دو اثر در رشته هاي ادبيات دو كتاب مستقل است, در موسيقي دو نوار يا دو اجراي مهم ملي يا بين المللي, در هنرهاي تجسمي دو نمايشگاه و در هنرهاي نمايشي دو اجرا (چه سينمائي, چه تئاتري و چه تلويزيوني) است. حاصل اين پژوهش به شكل كتاب و CD منتشر مي شود و در يك سايت اطلاع رساني نيز قرار خواهد گرفت. CD منتشر خواهد شد .
هنرمندان گرامي مي توانند مشخصات كامل خود را به آدرس تهران ،‌خيابان انقلاب ،‌خيابان خارك ، كوچه شهيد هاشمي فر ، شماره 40 ، طبقه پنجم ، كدپستي 11338 ارسال يا جهت دريافت اطلاعات بيشتر با شماره تلفن 6705480 تماس حاصل نمايند .



هنر مفهومی در نگارخانه برگ

نگارخانه برگ تهران اخيرا شاهد افتتاح نمايشگاهی بود كه شايد در ايران كمتر می شود آن را ديد.
نمايشگاه هايی تحت عنوان هنر مفهومی چند سالی بيشتر نيست كه در ايران داير می شوند و آن هم به ندرت.
هنر مفهومی با اينكه در دنيا موضوع تازه ای نيست اما در ايران دوران نوزادی اش را سپری می کند. اكنون نسل هنرمند جوان ايران نيز احتياج دارد از قاب نقاشی، قالب های مجسمه سازی و يا ديگر محدوديت های هنری خارج شود و از هر ابزاری كه دارد حتی موسيقی، تاتر، نقاشی و مجسمه سازی استفاده كند تا هنری تحت عنوان هنر مفهومی خلق كند.
در هنر مفهومی مرز خاصی هنرمند را محصور نمی كند. او از هر ابزاری و هر شكل بيانی کمك می گيرد تا مفهومی را كه در ذهن دارد به مخاطبش انتقال دهد . ادامه .....

شنبه ۱۶ شهریور ۱۳۸۱ ه‍.ش.

كاريكلماتور

ــ يكي مي گفت : چون از اين بدتر هم هست ، بگو از اين بهتر نمي شه ...
ــ معمولا” آنها كه به تنهايي پناه مي برند ، خيلي سرشان شلوغ است .
ــ گيرم كه بزرگ شده باشيم ولي هنوز هم كوچك شما هستيم .
ــ همه تشنه محبت اند و ما گرسنه يك قرص نان
ــ اكثرا” دو دلند و بعضي يك دل و يك زبان ...
حميد شاد
پيلبان منتشر شد

ششمين شماره ماهنامه ‹‹ پيلبان ›› منتشر شد ، در اين شماره ، علاوه بر خبرهايي از دنياي كارتون ( انيميشن ) مطالب ديگري همچون چگونگي ساخت فيلم ‹‹ فانتزي نهايي ›› تبليغات پنهان در فيلم و انيميشن ، نگاهي به ورود نرم افزارهاي رايانه اي و اثرات آن بر توليد انيميشن در ايران و ... درج شده است .
پيلبان نخستين نشريه تخصصي انيميشن در ايران است .
برترين كاريكاتوريست سياسي قرن بيستم
نيك آهنگ كوثر(قسمت دوم)

در 1972 يكي از اعيان محافظه كار انگلستان ديويد لو را به روزنامه ايونينگ استاندارد محافظه كار برد ، ولي ‹‹ لو ›› آنقدر آزاد بود كه عقايد راديكال و ضد محافظه كارانه اش را حفظ كند .
در 1934 كاراكتر معروفش ‹‹ كلنل بليمپت ›› را خلق كرد كه در عمل انتقادش را از نظام رهبري سياسي انگلستان نشان دهد .كلنل بليمپت تمامي خصلت هاي بد اعيان را داشت ، نژاد پرست بود ، محافظه كار بود و ...
طرح هاي انتقادي او از هيتلر و موسيليني باعث تحريم آثارش در آلمان و ايتاليا شد . كار تا آنجا كشيد كه دولت آلمان ، از دولت انگلستان خواست كه ‹‹ لو ›› را ساكت كند .
نگاه ضد نازي ‹‹ ديويد لو ›› بسيار مورد توجه اروپايي ها قرار گرفت حتي زيگموند فرويدمعروف سعي كرد از او به نحوي تقدير كند يكي از كارهاي معروف ‹‹ لو ›› مربوط به حمايتش از چرچيل در جنگ عليه نازي هاست .
بسياري از جوانان انگلستان با ديدن آثار اين هنرمند بزرگ راهي جنگ عليه آلمانها شدند .
ديود لو در 1962 به لقب ‹‹ سر ›› مفتخر شد و در سال 1963 از دنيا رفت .
اين هم تعدادي تصوير و طرح از ديويد لو :
A . B . C . D . E . F . G . H . I . J . K . L . M
هنرمندان و مخاطبان يکديگر را درک نمي کنند
جام جم

هنرمندان براي برقراري ارتباط با مخاطبان مردمي ، تلاش چنداني نمي کنند.نيک آهنگ کوثر، کاريکاتوريست در خصوص کاربردي نبودن هنرها در جامعه امروز گفت : هنرمندان ، مخاطبانشان را تعداد اندک تاييد و تشويق کنندگان آثار خويش در نظر مي گيرند و به همين دليل نمي توانند با مخاطب عام ارتباط برقرار کنند. به گزارش ايسنا، او از شهرداري به عنوان عنصري که مي تواند از هنر هنرمندان در شاخه هاي مختلف هنرهاي تجسمي استفاده کند، ياد کرد و افزود: هنرهاي گرافيک ، مجسمه سازي و نقاشي ديواري در تزيينات شهري ، از ديگر شاخه هاي هنرهاي تجسمي کارآمدتر هستند. کوثر در پايان ، بزرگترين مشکل تزيينات شهري را عدم درک هنرمندان از مخاطبان و همچنين مخاطبان از آثار هنري هنرمنداني دانست که هنوز ارتباط مناسبي ميان آنها برقرار نشده است .

طنز تلخ فلسطين در تصويرهاي كارتون
كيارش زندي(قسمت سوم)

آنچه در ميان آثار برنده و برگزيدن بخش موضوعي و يا به عبارتي كارتون خودنمايي مي كند ، حضور پر تعداد و موفق آمريكايي ها يست كه به نداي فلسطينيان بي خانه پاسخ داده و به همدردي با ايشان پرداخته اند ، همچون مليت پريگي ، كه اخراج فلسطينيان را از سرزمينهاي اشغالي در قالب اخراج عرفات از تانكي به تصوير كشيده كه گام بعدي او باعث سقوط تانك و سرنشين آن يعني شارون در اعماق پرتگاهي است كه بر لبه آن ايستاده است . موضوعي كه شايد به نوعي ديگر و با تعبيري مشابه در اثر رندي بيش ديگر آمريكايي پيروز مسابقه كارتون نيز وجود دارد ... اين بار با استفاده از نماد مسوول دو دولت اشغالگر و اشغال شده كه انفجار كمربندي از ديناميت را به انتظار ايستاده اند ، اما نگاه كوين كال به نقش كشورش آمريكا به نمايندگي بوش در جريان صلح فلسطين معطوف است كه سياستهاي دو دوزبازانه اي را دنبال مي كند . ادامه دارد

سه‌شنبه ۱۲ شهریور ۱۳۸۱ ه‍.ش.

كاريكلماتور

ــ براي اينكه مرز بين رويا و واقعيت را گم نكند ، بينشان سيم خاردار كشيد .
ــ وقتي آسمان از زمين عكس مي گيرد مردم به فلاش دوربينش ‹‹ رعد ›› مي گويند .
ــ وقتي روز لباس شب مي پوشد ، شب صدايش مي كنند .
ــ در ليست حراج اجناس عتيقه نام عشق را هم ديدم .
ــ آنقدر ناز طرف را كشيد كه جوهر خودكارش تمام شد .
سحر اشراقي
برترين كاريكاتوريست سياسي قرن بيستم
نيك آهنگ كوثر(قسمت اول)

چندي پيش ، نمايشگاهي از آثار ديويد لو David Low در لندن برپا شد . تالار وست مينيستر لندن ميزبان آثار هنرمندي بود كه شايد بيشترين ضربات را برتن دشمنان انگلستان ، از جمله هيتلر وارد كرد .
در اين نمايشگاه كه با حمايت بخش تاريخ BBC و انجمن كاريكاتور سياسي برگزار شده بود 110 اثر از ‹‹ ديويد لو ›› به نمايش در آمد . با نگاهي به آثار اين هنرمند مي توان تاريخ نيمه اول قرن بيستم را ورق زد .
ديويد در 1981 در زلاندو به دنيا آمد . خوانده اش مهاجريني اسكاتلندي بودند . وقتي در كودكي مجله ‹‹ پانج ›› به دستش رسيد ، تصميم گرفت كاريكاتور بكشد . در پانزده سالگي آثارش در مجلات و روزنامه هاي زلاندنو به چاپ مي رسيد . او بسيار اخلاق گرا بود و اين حس را در در كارهايش بخوبي نشان مي داد . در هجده سالگي به استراليا رفت تا در كنار دو كاريكاتوريست حرفه اي روزنامه ‹‹ سيدني بولتين ›› كار كند . در همان سالها يك نويسنده انگليسي كه تحت تاثير كارهاي ‹‹ لو ›› قرار گرفته بود ،‌در مقاله اي به شرح كارهايش پرداخت و خيلي سريع انگليسي ها به دنبال جذبش آمدند و در 1919 كاريكاتوريست روزنامه ‹‹ ديلي نيوز ›› شد و بعد هم به روزنامه ‹‹ استار ›› پيوست . ادامه دارد .....
طنز تلخ فلسطين در تصوير هاي كارتون
كيارش زندي (قسمت دوم)

سعي ميكنم در اين قسمت نگاهي دقيق بيندازيم به تك تك آثار برنده و برگزيده اولين مسابقه اينترنتي كارتون و كاريكاتور در ايران .
يان اوپ دبيك كاريكاتوريست بلژيكي نيز عرفات را به مسلخ اغراق برده است ،‌اما با نگاهي نه چندان درونگرايانه و بيشتر متكي بر توان اجرايي كاريكاتورهايش كه به خودي خود باعث اعتبار هر جشنواره اي است و در اين بخش بالاخره به اثر افشين سبوكي مي رسيم ،‌كاريكاتوريست و كارتونيست تواناي ديگري از ايران ، او با تكنيك خاص سالهاي اخيرش چهره شارون را زير تيغ جراحي پلاستيك مورد نظرش برده ، با تاكيد بر فربهي شارون و با استفاده از خطوط تيز و سايه روشن هاي پر تضاد همچون ديگر اثرش در بخش برندگان موضوعي كارتون سعي در نشان دادن روحيات منفي نهفته در چهره شارون را داشته است ... طنز ديگري كه در كار چهره شارون به چشم مي خورد ، كلاه سنتي اي است كه همچون گنبد قدس بر سر اوست و در ميان مو هاي شارون پنهان شده .... كه شايد بيشتر قصد از اين جناس فرمي در اين كار نمايش انديشه از آن خود كردن قدس شريف از سوي تفكري است كه شارون ، خود نمادي از آن باشد . ادامه دارد .....

دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۱ ه‍.ش.

سكوت با معني

كاريكاتور ها و طرحهاي از سايت زنان ايران
ژاك شيراك

كاريكاتور چهره ژاك شيراك Jacques Chirac رئيس جمهور فعلي كشور فرانسه ، شهردار سابق شهر پاريس ، از ديد طراحان كاريكاتور و چهره دنيا



كاريكاتور چهره تجربه مداوم
كاويان راد (قسمت اول)

برانكوزي مي گويد : زماني كه به يك ماهي مي نگريد ، به فلس هايش توجه نمي كنيد بلكه سرعت حركات اوست كه نظرتان را جلب مي كند و بدن براق و غوطه ورش را از وراي آب مشاهده مي كنيد ، آيا اينطور نيست ( خوب اين همان چيزي است كه من خواسته ام بيانش كنم . اگر باله ها ، چشمان و فلسهاي ماهي را تجسم مي كردم حركات او را ثابت مي پنداشتم وتنها نمونه اي ساده از حقيقت را به دست مي دادم . اما من مي خواهم درخشش ذهن او را تجسم كنم وي معتقد است كه اين شكل ظاهر نيست كه واقعي است ، بلكه حقيقت در سرشت چيزهاست . باتوجه به اين حقيقت ، غير ممكن است چيزي را تنها با تجسم ظاهر آن به كسي به طور واقعي نشان داد . در اينجاست كه هنر از ظواهر عادي عبور مي كند تا به آنچه دائمي ، عمومي و جهاني است ، دست يابد .
براي من ،‌ طراحي و كاريكاتور يعني تجربه مداوم . هر بار در پي يافتن پاسخي براي يك پرسش هستم . تكنيك برايم به مثابه ابزار بيان است و نه بيشتر .
پرتره ها يك ويژگي هاي شخصيت هايشان را در خود دارند . وقتي شخصيتي را انتخاب مي كنم ،‌تكتيك و روش ارائه كار را تحت الشعاع آن قرار مي گيرد .
آنچه در پي آن هستم اين است كه روشنتر و سريعتر آنچه را كه از آن شخصيت در نظر دارم ، به تصوير بكشم . به همين دليل شايد از نطر تكنيكي تفاوت ها يي ميان كارهايم ديده شود . با اين همه ،‌وقتي طراح از ديدگاه خاصي برخوردار باشد ،‌خواه ناخواه تاثير آن را در يكايك آثارش مي توان ديد .
متاسفانه براي برخي طراحي كاريكاتور يعني رسيدن به يك تكنيك شخصي خاص و تكرار آن ،‌و به گونه اي گاه در كارها آنچنان به تكنيك ميپردازند كه مضمون اثر كمرنگ مي شود . ادامه دارد .....

یکشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۸۱ ه‍.ش.

كاريكلماتور

ــ آب به اندازه اي زلال بود كه ماهي گرسنگي را در چشم گربه اي كه لب حوض كمين كرده بود به روشني روز مي ديد .
ــ اي كاش گربه نمي توانست از درختي كه پرنده روي شاخسارش آشيانه دارد بالا برود .
ــ سگ عاشق درختي است كه گربه نتواند از آن بالا برود .
ــ چهار فصل همزمان از مرحوم درخت پائين مي آيند .
ــ نگاه آدم سحرخيز سرشار از طلوع خورشيد است .
پرويز شاپور
طنز تلخ فلسطين در تصويرهاى كارتون
كيارش زندي (قسمت اول)

بالاخره با مراسم اختتاميه اولين مسابقه بين المللي كاريكاتور و كارتون فلسطيني خانه ندارد به پايان اين جشنواره اينترنتي رسيديم گرچه در مقالات گذشته گزارش كاملي از نحوه شكل گيرى و ميزان آثار رسيده و داورى تقديمتان شده بود اما اين بار نگاهي دقيقي به تك تك آثار برنده و برگزيده شايد خالي از لطف نباشد در بخش چهره ، كارتونيست خوب كشورمان آقاى توكانيستاني بر سكوى اول ايستاد وى كه سالها در جشنواره ها و مطبوعات با آثار كارتوني خود ظاهر شده بود، اين بار نيز در كسوت يك كاريكاتوريست ، خوش درخشيد در اثر اخير، او با اغراقي شايسته در اجزاى چهره عرفات و متفاوت از اغراق هايي كه هميشه روى اين شخصيت سياسي در عرصه كاريكاتور مي شد، با تاكيد بركشيدگي افقي اجزاى صورت ياسرعرفات كه گويا روى دودست او كه زير چانه اش گذاشته ريخته شده است و همين دستهاست كه در غل و زنجير شده اند و بناچار كبوتر صلح را در سرزمين سنگها به نظاره نشسته اند بابي تفاوتي عجيبي كه در چهره او با اغراق نيستاني تشديد شده است .